تبليغاتX
!...ترانه شب یـــلدا
!...ترانه شب یـــلدا

!...آنـقدر آرزوهـایم را به گور بردم كه دیـگر جایی برای جـسدم نـیست

به نام نامي الله

 

از وقتي كه دستانت از دستان من فاصله گرفت

بهارهم از وجودم پركشيد

چه زود برگ ريزان نصيب اين قلب بي گناهم شد

شايد....تنها جرمش اين بود

كه  پايـيـز فصل محبوبش بود..!

 

 

پ.ن:

عـاشـق نـشـدي وگرنه مي فـهـمـيدي

پاييز بهاريست كه عاشق شده است..!

مرقوم در 87/04/30ساعت 13:43 توسط ¨`*•. دختری از جنس شب یلدا.•*´¨| |

به نام نامي الله

 

از وقتي كه

بودنت جايش را با نبودنت عوض كرده

لبخند روي لبانم را به ابديت سپردم

وبه جاي آن قطره اشكي را به نسيه گرفتم

تا هيچ چيز نتواند جاي تو را در نگاهم بگيرد

وهمين طور كسي جرئت نكند

شيشه سكوتم را با سنگ سخنش بشكند

وشايد اين گوشه اي از جبران محبت توست!

 

 

پ.ن:

ذوقي چنان ندارد بي دوست زندگاني

بي دوست زندگاني ذوقي چنان ندارد

مرقوم در 87/04/23ساعت 15:54 توسط ¨`*•. دختری از جنس شب یلدا.•*´¨| |

به نام نامی الله

ومن شب را دوست دارم

چون يادآور چشمانيست

كه از بس كه مرا تماشا كرده

باعث شده خود را از يادببرم

چشماني كه هر نگاهش فراتر از هزاران سخن نانوشته است

چشماني با دريادريا حرف ناگفته

با نگاهي سرشار از عطر گل رازقي

مرقوم در 87/04/18ساعت 14:15 توسط ¨`*•. دختری از جنس شب یلدا.•*´¨| |

به نام نامی الله

 

ستارگان

چه بي رحمانه

درپشت پرده شب مي سوزند

ومحو مي شوند

ومن تنها از چشمك زدنشان

يك چيز را مي فهمم

اينكه تنها راه بقا

غرق شدن در سياهي آسمان است...

 

 

پ.ن:

پايان شب سيه سفيد است

مرقوم در 87/04/12ساعت 14:27 توسط ¨`*•. دختری از جنس شب یلدا.•*´¨| |



قالب جدید وبلاگ پیچك دات نت