ღღترانه شب یلداღღ
!...آنـقدر آرزوهـایم را به گور بردم كه دیـگر جایی برای جـسدم نـیست
به نام نامي الله ثانيه ها زيرقطره هاي جنون آميز باران خرد ميشوند واز بين مي روند تا مبادا خاطره اي شوند در ياد عاشقي كه همه چيز را بهانه اي مي بيند كه چون مجنون بيشتر ليلي را به خاطر آورد..! پ.ن: اگر خدا بخواهد در برخورد سنگ وشيشه اين سنگ است كه خرد ميشود اگر خدا بخواهد...! به نام نامي الله چه بي پروا رفتنت را به نظاره نشستم در شامگاهي كه زمين بوي بهار نارنج مي داد شايد تو قدم هايت را سست برمي داشتي تا واژه اي ديگر را از من بشنوي واژه اي از جنس خواهش ومن منتظر بودم تا صداي التماسم را از لابه لاي سكوت تلخم بشنوي اما نشنيدي ورفتي تا من سال ها آمدنت را در انتهاي كوچه اقاقي به انتظار بنشينم پ.ن: چند روزه دلم تكيه زده به ديوار دلتنگي... به نام نامي الله از وقتي كه مهرحيات بردفتر زندگي من خورد و نام من در ليست مسافران خاك رقم خورد گويا از همان موقع چشمانم را به دريــا پيوند زدند تامبادا روزي خشكسالي تمام وسعت دلم را فرا گيرد... پ.ن: جاده ی خوشبختی در دست تعمیر است دور بزن و برگرد اسم این تقدیر است


| :قالبساز: :بهاربیست: |



