!...آنـقدر آرزوهـایم را به گور بردم كه دیـگر جایی برای جـسدم نـیست
به نام نامی الله من حتم دارم سرانجام روزی مهربانی در برابر نگاه بی عاطفه ات کم خواهد آورد روزی که تنها مامن من آغوش اشک خواهد بود وبرای سرودن ترانه نیازی به نگاه سرشار از دلواپسی نیست روزی که تنها دغدغه من نگاه خسته وبی پناه مسافریست که سالهاست ازسفربرگشته آن روز خواهد آمد حتی اگر من نباشم...! پ.ن: خسته ام از حرفای تکراری! به نام نامي الله شبانگاهان در حاليكه به نقطه اي زل زده ام به تو فكر ميكنم به جذبه نگاهت لحظه اي خود را غافل از تو نمي بينم لبانم براي معصوميت چشمانت ترانه مي سرايد در دل غم عجيبي حس ميكنم هرچه ميكنم نمي توانم بنويسم آخر، نگاهم نگاهت را كم دارد...! پ.ن1: هرچه به تو نزديكتر ميشوم...از تو دورتر ميشوم...! پ.ن۲: کاشکی درد مرا می خواندی! پ.ن۳: دوستاي نازنين وبلاگي...همين الان واسم دعا ميكنين؟ آخه دلم خيلي گرفته...! به نام نامي الله پروازي بيكران در آستانه ي حضور اقاقيا با تو اما بدون حضور سبز نگاهت وشبنم خاطرات كه از چشمانم سرازير است بگو براي الماس هاي بلورين اشكم چه بهايي خواهي پرداخت تا گوشه اي از دلتنگي من جبران شود؟ پ.ن: داغونم...! به نام نامي الله دلم ميخواهد سربردامن درياي سكوت گذارم و بخوانم سرودي با آهنگ دلتنگي را تا آرامشي براي موج هاي سهمگين بي تابي ام به ارمغان آورد كه بي رحمانه بر ساحل تنهايي ام مي كوبند دلم ميخواهد دست برگردن ابر بهاري بياندازم و همراهي كنم با او بارش مهرباني را تا امضا شود سند ثانيه هاي نيك بخت اطلسي ام و دلم ميخواهد بوسه اي بر گونه هاي خورشيد خاطره بزنم تا آتش گيرد در وجودم هرچيز كه جز تو را به خاطرم مي آورد تا تنها تو تك ستاره شب هاي بي كسي ام شوي..! پ.ن: هيچ چيز نمي خواهم فقط بتاب بر شب هاي تاريك تنهايي ام..! به نام نامي الله چه ستاره باران است امشب خورشيد توان طلوع كردن ندارد چون لبخند ستاره اي زميني آسمانيان را محو خود كرده ستاره اي كه ساعاتي بيش نيست كه قدم به كره خاكي نهاده عاطفه نازنينم هزاران شاخه اقاقي پيشكش ثانيه هاي حضورت پ.ن1: عاطفه جان...دخترم...تولدت مبارك پ.ن2: اين عاطفه دوست داشتي دوستيه نازنين كه فقط 11ماه با هم اختلاف سني داريم...ولي من مامانشم!! پ.ن3: عاطفه جان جاي بابات خالي كه بياد وبهت تبريك بگه...! به نام نامي الله سايه به سايه باحضور نگاهت هم قدم ميشوم تا شايد بتوانم قطره اي از روياهايم را تعبير يافته ببينم و تو چنان با سكوت سرشار از بي تفاوتي ات دلواپسي ام را به خاك ميكشي كه گويي مي خواهي اثبات كني واژه ي عشق، تنها رويايي بود براي مجنون ليلي..! پ.ن1: ياس وجودت ميان شوره زار قلبم ريشه دوانيد با اشك هايم قدكشيد با لبخندت جوانه زد وگل داد نگذار در غربت چشمانت پرپر شود پ.ن2: دلم تنگ است...! پ.ن3: امروز تولد وبلاگمه...وبلاگ من قدم در سومين سال عمرش ميذاره...! اين شعروعکس مال اولين پستيه كه توي اين وبلاگ گذاشته شد... دلم رنگ شب یلدا گرفته دلم از این دورنگی ها گرفته من ان خورشید غمگین غروبم که سر بر دامن دریا گرفته پ.ن4: كاش تولد وبلاگم مقارن ميشد با حضور نگاهت نازنين...! بي حضورت چراغ هاي اين وبلاگ همچنان خاموش مانده...!
![]()

![]()

![]()

![]()

![]()



![]()
| قالب جدید وبلاگ پیچك دات نت |

