تبليغاتX
ღღترانه شب یلداღღ


ღღترانه شب یلداღღ

!...آنـقدر آرزوهـایم را به گور بردم كه دیـگر جایی برای جـسدم نـیست

بسم رب النور

دلي سرشار از بغض

ونگاهي كه مجبور است بي بهانه لبخند بزند

چون قرار است

تا ثانيه هايي ديگر زميني اش كنند

نمي دانم چرا سهم من از گردش ستارگان

تنها لحظه هايي ست مانوس با باران

فرقي نمي كند كه شب تولدم باشد

يا بحبوحه  دلواپسي هاي نبودنت

نازنين...!

چقدر دلم ميخواست برخلاف هرشب

حداقل امشب توباشي وهمه نباشند

وتنها طنين نگاه تو خواننده ترانه شب يلدايم باشد

سرودي در اوج دلتنگي هاي يك عاشق

در زيباترين شب سال...شب يلدا

 

پ.ن1:

شب يلدا...شب تولد من...!

اگر در دلواپسي هاي رنگينتان

خواستيد هديه اي را روانه دل بي قرارم كنيد

دعايي ازعمق مهربانيتان مرا بس است

 

پ.ن2:

مي دانم اين نوشته ها

براي هميشه حضور نگاهي را كم خواهد داشت

 

پ.ن3:

كاش حافظ جواب تفال يلدايي ام را اينگونه مي داد:

يوسف گمگشته باز آيد به كنعان غم مخور

كلبه احزان شود روزي گلستان غم مخور

 

پ.ن4:

كسي تولد مرا به خاطرم مي آورد

براي خاك قلب من گل وشكوفه مي خرد

كمي بزرگ ميشوم

تنم جوانه ميكند

فقط دلم يواشكي تو را بهانه مي كند

اگر چه باسرود وشعر دلم پراز چكاوك است

خودت بگو بدون تو

                 تولدم مبارك است...؟!!

 

پ.ن5:

همان پي نوشت يك،

هيچ چيز نميخواهم فقط دعايم كنيد!

نوشته شده در 87/09/30ساعت 0:0 توسط ¨`*•. دختری از جنس شب یلدا.•*´¨| |

 

به نام نامي الله

تبسم بي بهانه ام

در مقابل نگاه هاي سركش ات رنگ مي بازد

آينه واسطه اي مي شود

در راستاي باهم بودن نگاه هايمان

اما چه كنم كه دستاني خالي از اميد

راهنماي جاده زندگي ام شده

تا حتي حضور نگاهت هم

نتواند بهانه اي براي بودنم شود

ومن همچنان

                   بي بهانه نفس مي كشم..!

پ.ن:

و صبوري مرا كوه تحسين مي كرد!

نوشته شده در 87/09/04ساعت 21:33 توسط ¨`*•. دختری از جنس شب یلدا.•*´¨| |


:قالبساز: :بهاربیست: