غرق دریای نگاهت

به نام نامی الله

چقدر دلم این روزها پربهانه شده

بهانه یک روز بارانی

که در دریای  نگاهت دلی به آب زنم

و غرق شوم در آن دلتنگی های لا زمان و لامکان

ی.ل.د.ا

پ.ن۱:

در تو هزار مزرعه خشخاش تازه است/ آدم به چشمهای تو معتاد می شود!!

پ.ن۲:

به ماه قمری امروز تولدم بود...

حراج

به نام نامی الله

دنبال رد پای ستاره ها روی گونه هایم نباش

دلی که حراجش کردی

دیگر لایق این ستاره ها نیست!

ی.ل.د.ا

دستت را در دست خدابگذار بانو!

به نام نامی الله

بانوی من!

تو که ترنم نگاهت اوج را میطلبد

تو که از دامان پاکت تا عرش چند قدم بیشتر فاصله نیست

وقرار است مرد از دامان تو به معراج برود

تو که میخواهی نامی را در آینده یدک بکشی

که به حرمتش بهشت را در زیر قدم هایت فرش کنند

چرا یاس وجودت را وقف نگاهی هرز میکنی؟

چرا دست در دست شیطان پله های افول را طی میکنی؟

چرا چشم دلت را روی پنجره های نور میبندی

و دل خوش میکنی به لبخندی که تو را در انتهای دریای سیاهی غرق میکند؟

بانو...!

بیا ثانیه ای دستت را به خدا بده تا به زیباییت جان ببخشد

بانو....بیا و تمرین عاشقی را از فاطمه (س) بیاموز!

پ.ن:

برای جنبش وبلاگی راز گل یاس

نقطه پرگار وجود

تندیس عاشقی

 فَقالَ الاَْمينُ جِبْراَّئيلُ يا رَبِّ وَمَنْ تَحْتَ الْكِساَّءِ

فَقالَ عَزَّوَجَلَّ هُمْ اَهْلُ بَيْتِ النُّبُوَّةِ

وَمَعْدِنُ الرِّسالَةِ هُمْ فاطِمَةُ وَاَبُوها وَبَعْلُها وَبَنُوها

جبرئيل امين عرض كرد: پروردگارا كيانند در زير كساء؟ خداى عزوجل فرمود:

آنان خاندان نبوت و كان رسالتند آنان فاطمه است و پدرش و شوهر و دو فرزندش

شرحی بر عاشقی

درشان فاطمه (س)همین بس که در روزگارانی که جنس مونث چیزی جز تحقیر نمی بیند

وجز توهین نمی شنود،خداوند عزّوجل برای معرفی اهلی که زیر کسا جمع شده اند

ودربین آنها خاتم پیامبران وسر سلسله ولایت حضور داردنمی فرمایند:

هم رسولی یا هم ولیّی بلکه می فرمایند هم فاطمه وابوها وبعلها وبنوها

واین گونه است که فاطمه می شود نقطه ثقل خانه ای که ستون های محکمی چون

محمد(ص)وعلی(ع)وحسن(ع)وحسین(ع)دارد وبی تردید هرکه به این خانه پناه برد درامان خواهد ماند.

در باب اهل کسا فضایلی هست از جمله:

نخستین وبرترین مخلوقاتند/پیش از هرکس وارد بهشت میشوند/

فرمانبرداری از آنان برکائنات فرض است/در زیر عرش خداوند جای دارند/میزان اعمالند

بی تابی هایم برای تو...!

ستاره ها،دورتا دور هم زیر کسا...رسول (ص)به یکایک آنها چشم میدوزد...

به خاطر می آورد لحظه های وصالشان را...یکی با فرق خونین درون محراب،

یکی باجگر پاره پاره،یکی با سر بریده ویکی...چشم میدوزد به جگر گوشه اش

ومرور میکند زهرا را از ابتدا:

بیستم جمادی الثانی/مکه/فرشته ها در رفت وآمد/لایه های آسمان نورباران/

اِنّااَعطیناکَ الکَوثَر/اسمش را می گذاریم فاطمه/قرار است دوستانش را از آتش جدا کند/

می گذرد/بزرگ می شود/روحش اما سریع تر از جسم/بوی بهشت را از او استشمام میکنم/

پنج سالگی/یتیم میشود از مادر/میشود شریک غم وهمدرد من/

وارد خانه میشوم با سروصورت خاکی/می بیندم/بغض میکند/

آب می آورد خون وشکمبه حیوان از سرم بزداید/زدوده میشود از دلم غبار تنهایی/

می شود ام ابیها/نه سالگی/مینشینم روبرویش/میگویم/علی همسفر می خواهد/

سرخ میشود/حیا میکند/ترجمه میشود افسانه های عاشقی/خدا مهریه اش را می دهد/

یک پنجم دنیا/یک سوم بهشت/چهار رود فرات ونیل ونهروان وبلخ/به همراه جواز شفاعت/

دستش را می گذارم در دست علی/مواظبش باش/امانت خداست نزد ما/

لباس عروسیش را می بخشد همان شب/میوه های دلش متولد میشوند/

یکی از آنها میشود حسین/خدا به فرشته ها فخر میفروشد بخاطر عبادتش/

انفاق میکند/ویُطعمون الطعام علی حُبّه مسکیناًویتیماًواسیراً /

جهاد میکند آنهم در خانه/اینک/زیر کسا/ستون کسا نشسته روبرویم/

خدایا/محبٌّ لمن اَحبّها/ماه ها بعد/هجده سالگی/بین درو دیوار/عدوٌ لمن عاداها

پ.ن۱:

صدمین پست این وبلاگ هم سندش خورد به نام خانم فاطمه زهرا(س)

مادر جان...خانم...دستانم تشنه اند...سیرابشان نمیکنی؟

پ.ن۲:

ممنون از گیومه بخاطر سهمی که از دردانه های تسبیح به من داد

باز باران بی ترانه!

به نام  نامی الله

آنقدر برایم از عاشقی زیر باران زمزمه کرده اند

که گاهی تصور میکنم

آن روز،روزی بارانیست

آن روز که رنگ دست هایم به رنگ دست های تو خواهد شد

دلتنگی هایم بوی نم گرفته

و من اینک ثانیه ها را به انتظار ننشسته که ایستاده ام

آخر دارد باران می بارد...!

ی.ل.د.ا

فاضل نوشت:

پس شاخه های یاس و مریم فرق دارند؟/ آری اگر بسیار اگر کم، فرق دارند

شادم تصور میکنی وقتی ندانی / لبخندهای شادی وغم فرق دارند

حسادت

به نام نامی الله

آدمک خیس رویاهای بارانی ام!

دقیق نمیدانم رد پایت را در دلم که بگیری

به کدامین بهانه اطلسی میرسی

فقط این را میدانم که آن بهانه آنقدر قیمتیست

که مدت هاست چشمانم به قلبم حسادت میکند

بیا که ترنم نگاهم تجسم حضورت را می طلبد!

 ی.ل.د.ا

فاضل نوشت:

گرچه چشمان توجزدرپی زیبایی نیست/ دل بکن!آینه اینقدر تماشایی نیست

حاصل خیره در آیینه شدن ها آیا/ دوبرابر شدن غصه تنهایی نیست؟!

شهرعاشقی

به نام نامی الله

خیابان های دلتنگی ام

دیرزمانیست بوی آمدنت را نمی دهد

این روزها

پیش از آنکه

به بن بستی که انتهای آن نرسیدن است برسم

در کوچه های تردید خیالت گم شده ام!

ی.ل.د.ا

پ.ن۱:

دلــــــــــــ م بارون میخواد

مث اون بارونی که چند روز قبل اومد...دلم نا آروم بود

سجاده ام رو برداشتم رفتم زیر بارون نماز خوندم...آرامش پیدا کردم...به وسعت آسمون!

پ.ن۲:

براتون لینک یه فایل صوتی زیبا رو گذاشتم...پیشنهاد میدم دانلودش کنین

فایل صوتی