تندیس عاشقی
فَقالَ الاَْمينُ جِبْراَّئيلُ يا رَبِّ وَمَنْ تَحْتَ الْكِساَّءِ
فَقالَ عَزَّوَجَلَّ هُمْ اَهْلُ بَيْتِ النُّبُوَّةِ
وَمَعْدِنُ الرِّسالَةِ هُمْ فاطِمَةُ وَاَبُوها وَبَعْلُها وَبَنُوها
جبرئيل امين عرض كرد: پروردگارا كيانند در زير كساء؟ خداى عزوجل فرمود:
آنان خاندان نبوت و كان رسالتند آنان فاطمه است و پدرش و شوهر و دو فرزندش
شرحی بر عاشقی
درشان فاطمه (س)همین بس که در روزگارانی که جنس مونث چیزی جز تحقیر نمی بیند
وجز توهین نمی شنود،خداوند عزّوجل برای معرفی اهلی که زیر کسا جمع شده اند
ودربین آنها خاتم پیامبران وسر سلسله ولایت حضور داردنمی فرمایند:
هم رسولی یا هم ولیّی بلکه می فرمایند هم فاطمه وابوها وبعلها وبنوها
واین گونه است که فاطمه می شود نقطه ثقل خانه ای که ستون های محکمی چون
محمد(ص)وعلی(ع)وحسن(ع)وحسین(ع)دارد وبی تردید هرکه به این خانه پناه برد درامان خواهد ماند.
در باب اهل کسا فضایلی هست از جمله:
نخستین وبرترین مخلوقاتند/پیش از هرکس وارد بهشت میشوند/
فرمانبرداری از آنان برکائنات فرض است/در زیر عرش خداوند جای دارند/میزان اعمالند

بی تابی هایم برای تو...!
ستاره ها،دورتا دور هم زیر کسا...رسول (ص)به یکایک آنها چشم میدوزد...
به خاطر می آورد لحظه های وصالشان را...یکی با فرق خونین درون محراب،
یکی باجگر پاره پاره،یکی با سر بریده ویکی...چشم میدوزد به جگر گوشه اش
ومرور میکند زهرا را از ابتدا:
بیستم جمادی الثانی/مکه/فرشته ها در رفت وآمد/لایه های آسمان نورباران/
اِنّااَعطیناکَ الکَوثَر/اسمش را می گذاریم فاطمه/قرار است دوستانش را از آتش جدا کند/
می گذرد/بزرگ می شود/روحش اما سریع تر از جسم/بوی بهشت را از او استشمام میکنم/
پنج سالگی/یتیم میشود از مادر/میشود شریک غم وهمدرد من/
وارد خانه میشوم با سروصورت خاکی/می بیندم/بغض میکند/
آب می آورد خون وشکمبه حیوان از سرم بزداید/زدوده میشود از دلم غبار تنهایی/
می شود ام ابیها/نه سالگی/مینشینم روبرویش/میگویم/علی همسفر می خواهد/
سرخ میشود/حیا میکند/ترجمه میشود افسانه های عاشقی/خدا مهریه اش را می دهد/
یک پنجم دنیا/یک سوم بهشت/چهار رود فرات ونیل ونهروان وبلخ/به همراه جواز شفاعت/
دستش را می گذارم در دست علی/مواظبش باش/امانت خداست نزد ما/
لباس عروسیش را می بخشد همان شب/میوه های دلش متولد میشوند/
یکی از آنها میشود حسین/خدا به فرشته ها فخر میفروشد بخاطر عبادتش/
انفاق میکند/ویُطعمون الطعام علی حُبّه مسکیناًویتیماًواسیراً /
جهاد میکند آنهم در خانه/اینک/زیر کسا/ستون کسا نشسته روبرویم/
خدایا/محبٌّ لمن اَحبّها/ماه ها بعد/هجده سالگی/بین درو دیوار/عدوٌ لمن عاداها
پ.ن۱:
صدمین پست این وبلاگ هم سندش خورد به نام خانم فاطمه زهرا(س)
مادر جان...خانم...دستانم تشنه اند...سیرابشان نمیکنی؟
پ.ن۲:
ممنون از گیومه بخاطر سهمی که از دردانه های تسبیح به من داد